الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
205
الغدير ( فارسي )
- خدايشان از شر آن روز بر كنار فرمود ، خرمى و شادى به ارمغان افزود . - از آن رو كه در ناملايمات صبور آمدند ، بهشت و جامهء حرير بپاداش گرفتند . - بر تخت عزت لميده ، نه خورشيد تابان و نه زمهرير سوزان . - سايهء افراشته ، ميوههاى آويزان . - جامهاى نقره فام از بلورهاى شفاف ، ساخته از دست قدرت . - پسران سيمتن خوش سيما به خدمت شتابان ، چو دانههاى در شاهوار غلتان . - در دست جامهاى شراب ، پالوده با زنجبيل ، لذيذ و دلپذير ، آرام بخش سينهء دردمندان . - با دستبندهاى سيمين و زرين زيور گيرند ، خدايشان از شراب پاك نوشانيد . - جامهء ديبا در براز سندس سبز ، جاودانه در لمعان . - اين است پاداش بردبارى و تحمل ، مساعى شماست مشكور و مقبول . * و باز در همين معنى گويد : و اللَّه أثنى عليهم لما وفوا بالنّذور و خصّهم و حباهم بجنّة و حرير لا يعرفون بشمس فيها و لا زمهرير يسقون كأسا رحيقا مزيجه الكافور - خداى ثنايشان گفت : آنگاه كه وفا به نذر نمودند . - ويژه و مخصوص . و با بهشت و جامههاى حرير خلعت داد . - نه با تابش خورشيد آشنا شوند ، و نه سرماى زمهرير بينند . - از شراب ناب سيراب شوند ، شرابى پالوده با كافور . ( 21238 ) ، و باز در همين معنى : فى هل أتى ان كنت تقرء هل أتى ستصيب سعيهم بها مشكورا در سورهء « هل أتى » اگر آن سوره برخوانى ، مساعى جميلهء آنان را مشكور يا بى . از آنجا كه مسكين درمانده را طعام بخشيدند ، در شب بعد يتيم و دگر